معماری داخلی بایوفیلیک
آشتـی با طبیعت در طراحی فضاهای داخلی
- بخش اول : مقدمــه
در سالهای اخیر، با توجه به تمایل مردم به برقراری ارتباط مجدد با طبیعت در داخل خانهها و محل کار، طراحی داخلی بیوفیلیک، محبوبیت زیادی پیدا کرده است. این فلسفه طراحی بر ادغام عناصر طبیعی برای ایجاد محیطهایی که به سلامت و هماهنگی ذهن و بدن کمک میکنند، تأکید دارد. اجزای اصلی طراحی بیوفیلیک شامل دیوارهای سبز یا زنده (گرین وال)، باغهای عمودی، دیوارهای خزهای (موس وال)، گلدانهای هوشمند، گیاهان آپارتمانی، المانهای آبزیست، اکوسیستمهای مصنوعی و نورپردازی اختصاصی است که همگی به ایجاد فضای زیستی سالمتر و شادابتر می انجامند. در این مقاله سعی بر معرفی این سبک طراحی و اجزای تشکیل دهنده آن داریم تا خوانندگان عزیز به اهمیت تلفیق طبیعت با زندگی مدرن در فضاهای داخلی پی ببرند.

معماری بیوفیلیک به عنوان یک رویکرد نوین در طراحی، ریشههای خود را در فلسفههای باستانی و ارتباط انسان با طبیعت مییابد. واژه “بایوفیلیک” از دو جزء “بایو” به معنای زنـده و “فیلیک” به معنای علاقه یا گرایش، تشکیل شده است و به تمایل ذاتی انسان به برقراری ارتباط با طبیعت اشاره دارد. در سال 1964 دانشمند و روانشناس آلمانی اریک فروم، مفهومی تحت عنوانِ ” بایوفیلیا ” را مطرح نمود که اشاره ای به ارتباط روان انسان با طبیعت دارد. اما بطور دقیق و جامعتر این مفهوم توسط ادوارد ویلسون، زیستشناس آمریکایی، در دهه ۱۹۸۰ میلادی مطرح شد و تأکید داشت که ارتباط با عناصر طبیعی میتواند تأثیر مثبتی بر سلامت جسمی و روانی انسان داشته باشد.
در دهه 1990 میلادی نظریات بیوفیلیک توسعه یافتند و تا سال 2000 میلادی طراحان و معماران داخلی شروع به استفاده از گیاهان آپارتمانی، دیوارهای سبز و استفاده بیشتر از نور طبیعی در طرح های خود نمودند. از سال 2006 طراح و معمار مشهور استرالیایی، جان آزبورن سالیوان، استفاده بیشتری از المانای زیستی در طرحهای خود نمود. تقریبا همزمان با آزبورن، پاتریک بولانک، یک گیاه شناس و طراح مشهور فرانسوی، مفهوم جدیدی را تحت عنوان باغهای عمودی و دیوارسبز به جهانیان عرضه کرد که انقلابی در دنیای کاشت و پرورش گیاهان بر سطوح عمودی، همچون نمای ساختمانها و دیوارهای داخلی بوجود آورد.

تا سال 2020 میلادی بدلیل ظهور و توسعه فن آوریهای کنترلی هوشمند در لوازم خانگی و اینترنت اشیاء، این سبک از معماری نیز از این فنآوریها بی نصیب نماند و با پیشرفت متدهایِ نگهداری و پرورش گیاهان آپارتمانی، استفاده از عناصر بیوفیلیک در طراحی داخلی آسانتر و موثرتر شد. از دیوارهای زنده و باغهای عمودی گرفته تا انواع گلدانهای هوشمند، آکواریومها، تراریومها و اکوسیستمهای مصنوعی با سیستمهای نورپردازی و رطوبت سازِ هوشمند، طرحهای بیوفیلیک به بهبود کیفیت زندگی یاری رساندند، بنحوی که نه تنها این جنبشِ معماری، در زیبایی فضا ها و سازها مرسوم شد، بلکه با توسعه شیوه های جدید در کاشت گیاهان آپارتمانی، این سبک، کاربرد وسیعی در فیلتراسیون و تصفیه هوای داخل آپارتمانها پیداکرد.
لذا امروزه این جنبش، به یکی از روندهای مهم در معماری و طراحی داخلی تبدیل شده تا دفاتر کاری، خانههای مسکونی و فضاهای عمومی با استفاده از عناصر طبیعی، محیطی سالمتر و هماهنگتر برای زیستن ایجاد کنند. بنابراین، در شرح چشم انداز این جنش معماری، انتظار میرود که طراحی بیوفیلیک بهعنوان یک رویکرد پایدار و محبوب در معماری داخلی باقی بماند چراکه توجه بیشتر به مسائل زیست محیطی و بهبود کیفیت زندگی، باعث میشود این سبک همچنان در پروژهها مورد استفاده قرار گیرد.