معماری داخلی بایوفیلیک
آشتـی با طبیعت در طراحی فضاهای داخلی
بخش دوم : اصول کلی در طراحی داخلی بایوفیلیک
- ارتباط با طبیعت
طبیعت بر سیستم های شناختی ما تأثیر مثبت می گذارد و سلامت روان و فیزیولوژیک ما را بهبود می بخشد. باتوجه به نحوه تعامل ما به عنوان انسان در طول هزاران سال با طبیعت، مغز ما به گونهای تکامل یافته تا مانند گونههای شکارچی و جمعآوریکننده که بیشتر عمر را روی زمین سپری میکنند، واکنش نشان دهد. این بدان معناست که ما دوست داریم چشمانداز و پناهگاهی داشته باشیم، یعنی توانایی زیر نظر گرفتن، تسلط و یا محافظت از آن در حالی که میبینیم چه چیزی در راه است. ما همچنین وقتی در طبیعت هستیم یک کنجکاوی طبیعی داریم که در دوران کودکی به شدت مشهود است، که ما را به کشف فضاهایی در طبیعت سوق می دهد که محافظت، رمز و راز و هیجان را برایمان به ارمغان می آورد. لذا قابل درک است که طبیعت از نظر ذهنی، ما را آرام کند و به همین دلیل طرح های بیوفیلیک نیز چنین اثری در ذهن دارند و استرس و خستگی ذهنی را کاهش داده و باعث بازسازی روان می شوند.

اصولا طراحی داخلی بیوفیلیک با هدف ایجاد ارتباط نزدیکتر انسان با طبیعت در محیطهای زندگی و کار است. این ارتباط میتواند از طریق دید مستقیم به مناظر طبیعی، استفاده از گیاهان، یا حتی شبیهسازی عناصر طبیعی مانند آب و نور خورشید فراهم شود. شخص طراح اصولاً سعی در تقلیدِ تلفیقی از مناظر طبیعی دارد، بدان معنی که میبایست آن منظر را در فضاهای داخلی ادغام کند، تا بیننده علاوه بر اطمینان از امنیتِ حضور در محیط آپارتمان یا کار خود، با دیدن مناظری از فیلدهای طبیعی، حس حضور در دنیایی غیر مصنوعی و ارگانیک را تجربه کند. طراح میتواند مناظری از صحرا، جنگل، آبشار یا برکه و حتی دیواره های صخره ای عریان یا پوشیده از بافت خزه ای یا گیاهی را شبیه سازی کند. همچنین طراح میبایست به گونه ای نورپردازی را انجام دهد که شدت نور و جهت تابش آن، طبیعی بودن منبع نوری را به ذهن بیننده القاء کند.
- نور طبیعی یا مصنوعی

نور و روشنایی متعادل و منظم باعث ایجاد اعتدال در سیکل زیستی انسان میشود، لذا وقتی ریتمهای شبانهروزیمان متعادل است، سالمتر هستیم و دسترسی به نور خوب در روز به این امر کمک میکند. ما به طور شهودی از طریق دیدن سایه ها و نور خورشید که در یک اتاق حرکت می کنند، زمان روز را ترسیم می کنیم و به طور غریزی در نقاط گرم آفتابی جمع می شویم.
بنابراین نور طبیعی بدیهی ترین عنصر در طراحی داخلی بیوفیلیک است. نور طبیعی حس ارتباط مستقیم با طبیعت را تقویت میکند، لذا از اصول اساسی در طراحی زیستگراست. استفاده از پنجرههای بزرگ، نورگیرها، آینهها، سقفها یا پانلهای شیشه ای و البته جانمایی اتاقها و فضاهای کاری در نزدیکی منابع نور طبیعی برای افزایش ورود و انعکاسِ نور به داخل، از اصول مهم در این طراحی است. نور طبیعی علاوه بر تنظیم ریتم و ساعتِ بیولوژیکی و ایجاد احساس آرامش و انرژی مثبت، سنتز ویتامین D را بطور موثر امکان پذیر میکند. کمبود ویتامین D میتواند علائمی مانند خستگی، درد استخوانها، ضعف عضلانی و افسردگی را ایجاد کند لذا توجه ویژه به منابع نوری در فضاهای داخلی در سلامتِ روان و طول عمر افراد نقش کلیدی دارد.
مطالعات مجموعه صدراپلنت نشان میدهد که در طراحی بایوفیلیک میبایست میزان نوری بین 800 الی 1200 واحد نوریِ لوکس LUX را بعنوان استاندارد لازم برای ارتباط با طبیعت در طراحی داخلی رعایت کرد. اما اگر طراح در پروژه به منبع نور طبیعی دسترسی نداشت یا میزان تابش نورهای موجود، استانداردهای بایوفیلیک را تأمین نمیکرد، مثلاﹰدر محیطی بسته همچون زیرزمینها و پارکینگها، وی میتواند از نورهای مصنوعی تنظیم شونده استفاده کند. نور مصنوعی میتواند در مواقعی که نور طبیعی کافی نیست، بعنوان منبع تکمیلی، بهبود روشنایی و کاربرد فضاها را ممکن سازد. همچنین نور مصنوعی کنتـرل پذیر است. بدان معنی که به طراحان امکان کنترل و تنظیم میزان، نوع و مدت تابش را در فضاهای مختلف میدهد. در صنعت ساختمان انواعی از پرژکتورها وجود دارند که با توجه به زمان روز و شب، شدت پرتودهی آنها تغییر میکند و یا انواعی از آنها دارای اهرمهایی هستند که با تغییر در جانمایی خورشید در آسمان، آنها نیز جهت تابش را تغییر میدهند، بنحوی که بیننده میتواند شعاعهای نوری را ببیند، حس کند یا حتی حرکت آنها را در طول ساعات روز دنبال کند.

استفاده از نور مخفی یا نورپردازی غیرمستقیم میتواند جلوهای نرم و طبیعیتر به فضا ببخشد بعلاوه که باعث ایجاد تعمیق در المانها بر روی سطوح میشود. خطوط نوری میتوانند به حس گستردگیِ سقفها و دیوارها بینجامند یا در ایجاد عمق و یا فوکوس در منظر، برای دیوارهای سبز (گرینوال)، تابلوهای زنده، تراریومها و حتی روشن کردن المانهای آبی بکار روند. خطوط نوری با ایجاد مرز بین المانها در یک طراحی، از آشفتگی ذهن بیننده جلوگیری کرده و با ایجاد یک الگویی قابل تکرار، حس ثبات و نظم مورد نیاز در طراحی را حفظ میکنند.
- بازتاب، سایه ها و فیلترکننده های نور
انعکاس نور و ایجاد طرحهای سایه ای و انعکاسی از موجها و خطوط آبی یا درختان و برگها، نیز جلوه بصری زیبایی در طرح های بیوفیلیک ایجاد میکنند. همچنین بازتابندهها نقش مهمی در بهینهسازی نور طبیعی ایفا میکنند. سطوح بازتابنده مانند آینهها و سطوح براق یا رنگهای روشن و نزدیک به سفید، میتوانند نور طبیعی را به اطراف فضا پراکنده کرده و از این طریق، محیطی روشن و باز بوجودآورند. این بازتابها میتوانند ضمن تقویت دید به فضاهای بیرون، پس زمینه ای مناسب برای المانهای دکوری بر روی دیوارها و سقف ایجاد نمایند و کاربرد آنها بگونه ایست که طراحان جلوه های ویژه در فیلمهای سینمایی هم از این المانها استفاده فراوانی کرده اند.

فیلترکنندههای نور مانندِ شیدها، پردهها، پارچهها و صفحات شفاف، ابزارهای موثری برای کنترل شدت و کیفیت نور طبیعی در فضاهای داخلی هستند. استفاده از این عناصر میتواند باعث کاهش خیرگی نور و ایجاد سایههای نرم و ملایم شود که به آرامش و راحتی بصری کمک میکند. همچنین، فیلترکنندهها میتوانند به تعدیل دمای فضا و صرفهجویی در مصرف انرژی نیز کمک کنند.
سایه ها نیز به تعدیل دما در طول روز و ایجاد ریزاقلیمهای خنکتر و حتی نیمه جنگلی در طراحی داخلی کمک میکنند، بدان معنی که علاوه بر ایجاد نقاط دنج برای استراحت، بدور از تابش شدید خورشید از نورگیرها و پنجره ها، امکان کاشت و نگهداری از گیاهان جنگلی و بیشترین تنوع از گیاهان آپارتمانی را در فضاهای داخلی و گلدانها، دیوارهای سبز و فلاورباکسها فراهم میآورند.
- استفاده از گیاهان و فضای سبز
یکی از مهمترین اصول طراحی داخلی بیوفیلیک استفاده گسترده از انواع گونه های گیاهی و فضای سبز در داخل ساختمانها است. این شامل گیاهان آپارتمانی، دیوارهای سبز (گرینوال)، و باغهای عمودی، تراریومها و … است که نه تنها به زیبایی فضای داخلی و جلوه بصری طرح اجرا شده کمک میکنند بلکه هم کیفیت هوای محیط را بالامیبرند و هم نقش موثری در بهبود آکوستیک فضاهای داخلی ایفا میکنند.
با جانمایی صحیح و انتخاب گیاهان مناسب برای هر فضا، میتوان محیطهایی دلپذیر و آرامشبخش ایجاد کرد. کنار پنجره و نورگیرها، قفسه ها و میزهای کار، کنار مبلمان پذیرایی یا اداری، فضاهای عمومی و مشترکی چون استراحتگاه ها، غذاخوریها و حتی کتابخانه ها نقاط مناسب برای جانمایی گیاهان آپارتمانی است.
طراح ممکن است با بکارگیری گونه های صحرایی چون : کاکتوسها، ساکولنتها و یا گیاهان بیشه ای، منظری از یک افق وسیع از دشتی آرام را به نمایش بگذارد و یا با استفاده از کنده های درختان با پس زمینه ای سبز و متراکم و با کاشت انواع سرخسها در پای کنده ها و یا با بکارگیری گیاهان جنگلی، بیننده را باخود به دنیای آرامش بخش و راز آلودِ جنگلها ببرد. وی میتواند با کاشت نیلوفرهای آبزی یا لاله مرداب در کنار نیزاری روییده در یک حوضچه پرآب، بیننده را بگونه ای اغوا کند که گویی سفری کوتاه به برکه ای کوچک در اطراف شهر رفته درحالی که در خانه یا محل کار خود، مشغول به فعالیت است.
- آب و عناصر آبی
استفاده از آب و عناصر آبی مانند آکواریومها و آبنماها نیز از اصول طراحی داخلی بیوفیلیک است. این عناصر میتوانند صداهای آرامشبخش تولید کنند و حس طبیعی و زندهای به محیط بدهند.
مطالعات نشان داده که صدای آب برای کاهش استرس روزانه و یا ایجاد تمرکز درمشاغل فکری بسیار موثرند. مثلا طراح میتواند با استفاده از برکه های داخلی، آبشارهای کوچک و فواره ها، یک نقطه تمرکز زیبا و آرامشبخش در فضای داخلی ایجاد نماید. گاهی طراحان با محاسبه و نصب نازلهای آبیاری در سقف، جلوه ای از بارانهای فصلی را در فضاهای داخلی ایجاد میکنند تا افراد با شنیدن صدای باران، خواب راحت تری را تجربه کنند. گاهی طراحان با استفاده از پرده های آبی به عنوان پارتیشن و جداکننده فضاها، هم آرامش را به دفاتر میآورند و هم واحدهای اداری را از هم تفکیک میکنند.
- آکوستیک، ماسک صدا و بازآفرینی اصوات طبیعی
نقش آکوستیک در طراحی بیوفیلیک
آکوستیک در طراحی بیوفیلیک به معنی مدیریت صداها و اصوات در فضاهای داخلی به گونهای است که حس آرامش و راحتی برای ساکنان ایجاد شود. محیطهای پر سر و صدا میتوانند باعث افزایش استرس و کاهش تمرکز شوند. در مقابل، محیطهای آکوستیکی مناسب میتوانند به بهبود کیفیت زندگی کمک کنند.
- مثال: استفاده از مواد جذب صدا مانند پنلهای آکوستیکی و کفپوشهای نرم در دفتر کار برای کاهش نویز محیطی و ایجاد فضایی آرامتر. دیوارهای سبز و دیوارهای خزه یا باغهای عمودی نیز خود توانایی کاهش نویزهای محیطی را دارند و علاوه بر ایجاد زیبایی و طراوت به کاهش آلودگی صوتی در محیط کمک میکنند. باغهای عمودی میتوانند سطوح سر و صدا را بهطور قابل توجهی کاهش دهند، اما مقدار دقیق کاهش سر و صدا به عوامل مختلفی مانند نوع گیاه، ضخامت و تراکم لایه سوبسترا و طراحی کلی دیوار سبز بستگی دارد. مطالعات نشان دادهاند که باغهای عمودی میتوانند سطوح سر و صدا را تا ۱۰ تا ۱۵ دسیبل کم کنند.
ماسک صدا و نقش آن در طراحی بیوفیلیک
ماسک صدا به معنی استفاده از اصوات ملایم و خوشایند برای پوشاندن نویزهای مزاحم و ناخوشایند است. این تکنیک میتواند به کاهش استرس و افزایش تمرکز کمک کند. ماسک صدا معمولاً شامل اصوات طبیعی مانند صدای آب، صدای باران و صدای پرندگان است.
- مثال: نصب یک آبنما در فضای باز ساختمان برای ایجاد صدای ملایم جریان آب که نویزهای شهری را کاهش دهد.
بازآفرینی اصوات طبیعی در طراحی بیوفیلیک
بازآفرینی اصوات طبیعی به معنی شبیهسازی و ایجاد اصواتی است که به طور طبیعی در طبیعت وجود دارند. این اصوات میتوانند حس آرامش و راحتی را افزایش دهند و بهبود روحیه و سلامت روانی افراد کمک کنند.
- مثال: استفاده از سیستمهای صوتی که صدای باران یا صدای امواج دریا را پخش میکنند تا حس حضور در طبیعت را تقویت کنند.
- مصالح طبیعی و شبه طبیعی
اغلب اوقات فضاهای داخلی ما استریل هستند و هیچ اثری از طبیعت در آنها نیست. آوردن عناصر طبیعی به خانه و محل کار، می تواند ما را به زیستگاه اصلی که در آن زندگی می کنیم متصل کند. کمی خاک، کمی سنگ و چوب یا کنده درختان میتواند از از حسه خشن و خام در آپارتمانهای نوساز بکاهد. پس میتوان گفت استفاده از مصالح طبیعی مانند سنگ و چوب در طراحی داخلی بیوفیلیک از دیگر اصول مهم است.
این مصالح به ایجاد محیطهای گرم و دعوتکننده، کمک میکنند و حس نزدیکی به طبیعت را افزایش میدهند. بکارگیریِ قطعاتی از صخره ها، استفاده از سنگریزه بعنوان کفپوش، قراردادن کنده درختان در دیوار، سقف و یا کفِ فضاهای داخلی، حس بیننده را به الگوهای واقعی در طبیعت نزدیک میکند و به بیننده یادآوری میکند که زندگی را نباید فقط در بتن و از پشت شیشه ها جستجو کرد. این مصالح با اشکال و فرمهای طبیعی، ایرادِ تکرارپذیری، تقارنهایِ ابلهانه، نظم و خطوط خشن در معماری را تعدیل میکنند.
اما از وظایف طراحان داخلی، درنظرگیری بودجه معماران و کارفرمایان و همچنین امکان سنجی در اجرای ایده هاست، مثلاً نمیتوان یک قطعه چند ده تنی از یک صخره را در یک آپارتمان در طبقه بیستم یک برج قرارداد، در چنین شرایطی استفاده از مصالح کامپوزیتی یا مصنوعی با نمایه های طبیعی و واقعگرایانه، بکارمی آیند. این مصالح گرچه سازندِ طبیعی ندارند ولی نمایه و روکش نهایی، برای جلوه واقعگرایانه در آنها میتواند در نهایت، نیاز طبیعت گرای بیننده را تأمین کنند.
- استفاده از جانداران کوچک
بکارگیری جانداران در ایجاد فضاهای طبیعیِ داخلی، فصل ختامی بر کامل شدن این ایده هاست. درواقع این موجودات، پویایی و سرزندگی را به چشم بیننده القاء میکنند. گاهی دیده شده که ساکنین یک آپارتمان یا کارکنان یک شرکت، ضمن لذت بردن از زندگی این جانوران در فضاهایی چون آکواریوم، تراریوم، پلنتوریوم و ویواریومها، احساس مسئولیت در برابر کیفیت زندگی این ساکنین کوچک و پر جنب و جوش، پیدا کرده اند و این خود از مزایای سبک بیوفیلیک در طراحی داخلی است. گویی بیننده هم
از مناظر لذت میبرد و هم بمانند یک پدر یا مادر و حتی یک خالقِ دنیایی مینیاتوری، به مدیریت این جهان کوچک می اندیشد.
حشرات، سختپوستان، نرمتنان، ماهیها، پرندگان، خزندگان و دوزیستانِ کوچک، بهترین گزینه ها برای انواع این اکوسیستمها هستند. گاهی دیده شده که طراحان، فضایی را خلق کرده اند که مورچه ها و حتی گرده افشانهایی چون زنبورهای عسل و پروانه ها، به زندگی و تولیدِمثل می پردازند. طراحانِ جنبش بیوفیلیک، فضاهایی را خلق میکنند که انواعی از مارمولکهای رنگی و یا دوزیستانی چون قورباقه ها و وزغها، جذابیت این فضاها را دوچندان نموده و پرندگانِ کوچک و قورباغه ها با آوازخانی و جنب و جوش خود، بیننده را محو خود کرده و لبخندی از هیجان را بصورت آنها مینشانند. این رویکرد برای کودکان شما نیز بسیار مفید است. مطالعات نشان داده که کودکانی که در فضاهای طبیعیتر بزرگ شده اند کمتر به بیماریهای روانی و استرس در بزرگسالی مبتلا خواهندشد.
